ميگن توي اصفهان همه كانديداها براي اينكه صرفه جويي كنن پوستر تبليغاتي چاپ نكرده بودن هر روز از يه درختي آويزون مي شدن
------------------------------
تحقيقات نشون داده اصفهانيها فقط در 22 روز سال رشد مي کنند: دهه اول محرم + 12روز اول عيد
-----------------------------
دانشمند ترک يک چراغ قوه ساخته که با نور خورشبد کار مي کند
----------------------------------
ترکه توي خيابون زل زده بوده به يه دختره، يه پيرمردي بهش ميگه: مگه تو خودت خواهر و مادر نداري؟ ترکه ميگه: چرا، ولي به اين خوشگلي نيستند
----------------------------
از خروسه مي رسن چرا مي لرزي ؟ مي گه از مرغه منجمد شده لب گرفتم
-----------------------------
به يارو مي گن، عشاير ذخاير انقلاب هستن يعني چي؟ مي گه: فکر کنم يعني نفت که تموم بشه ميخوان ما رو صادر کنن
-------------------------------
بوش اعلام كرده بدون شك سه نقطه از قم هدف اصلي موشك هاي ما خواهد بود, لره مي گه چرت مي گه قم 2 تا نقطه بيشتر نداره ,ترگه گفت هر جفتشون زر مي زنن گم كه اصلا نقطه نداره
------------------------------
به مرغه ميگن قسم بخور ميگه به تخمم
----------------------------
يه روز سه تا خانوم مرغه به هم ميرسن اولي ميگه چه روزگاري شده ، ديشب تو کيف دخترم يه عکس جوجه خروس پيدا کردم ..... دومي ميگه اين که چيزي نيست يه روز ديدم دخترم تو خيابون داره با يه خروسه ميگه و ميخنده .... سومي ميگه اينها که چيزي نيست من ديشب تو کيف دخترم يه تخم مرغ پيدا کردم
------------------------------
جديدترين ضرب المثل چيني مي گويد: يک ايراني اگر هواپيمايش سقوط نکند،از حوادث رانندگي جان سالم به در ببرد، آلودگي هوا زنده اش بگذارد و زلزله زير آوار له اش نکند،حتماً از خوشحالي خواهد مرد
-----------------------------
ترکه مي خواسته زنشو طلاق بده ميره دادگاه. قاضي: چرا بعداز ده سال ازدواج مي خواهي زنتو طلاق بدي؟ ترکه: آخه آقاي قاضي از همان روز اول ازدواج همش چيزا رو پرت ميکرد طرفم. قاضي: خوب چرا حالا بعداز ده سال آمدي براي طلاق؟ ترکه: آخه آقاي قاضي تازه گيها نشانه گيراش خوب شده
------------------------------
تركه دكتر چشم بوده, يکي مياد تو مطبش ميگه اقا من چشام دور رو خوب نميبينه تركه ميبردش دم پنجره ميگه بگو ببينم اون چيه؟ يارو با تعجب ميگه اون خورشيده ديگه!! تركه ميگه: اخه جانم مگه از خورشيد دورتر هم داريم!؟؟
------------------------------
ترکه سر چهارراه از پشت ميزنه به يه ماکسيما. راننده ماکسيما خيلي شاکي ميشه و شروع ميکنه به داد وبيداد. بالاخره با وساطتت مردم و هزار خواهش تمنّا راننده ماکسيما رضايت ميده ميرن. سر چهارراه بعد دوباره ترکه ميزنه به پشته همون ماکسيما، بعد ترکه دستشو از پنجره ماشين مي ياره بيرون ميگه برو برو منم