منو نسپر به فصل رفته عشق & نذار کم شم من از آينده تو & به من فرصت بده گم شم دوباره & توي آغوش بخشاينده تو & به من فرصت بده برگردم از من & به تو برگردمو يار تو باشم & به من فرصت بده باز از سر نو & دچار تو گرفتار تو باشم
يك بوسه تقديم به انكه دارمش دوست،تقديم به انكه قلبم از اوست،اگرمهتاب از تن بركند پوست،جدا هرگز نگردد جانم از دوست
من به دو چيز عشق مي ورزم يكي تو و ديگري وجود تو به دو چيزاعتقاد دارم يكي خدا وديگري تو من در اين دنيا دو چيز ميخواهم يكي تو وديگري خوشبختي تو من اين دنيا را براي دو چيز ميخواهم يكي تو وديگري برای با تو موندن تا همیشه دوستت دارم. از تقسيم ناعادلانه عشق سهم من نگاهي بود كه از لابه لاي در هر روز به بهانه اي مي تراويد