تركه نماز قضا زياد داشته هر وقت نماز مي خونده زير جانمازش كاربن ميذاشته.
يه خانمي سينش درد ميكرده ميره پيش دكتر ميگه اقاي دكتر سينم خيلي درد ميكنه اينقدر در د ميكنه كه ميخوام بكنمش بندازم جلو گربه بعد دكتره ميگه ميو ميو ميو
يه لري ميره دستشويي يكي مياد بهش ميگه اقا اب داره قطع ميشه لره هم اول سيفون رو ميكشه بعد كارشو ميكنه